خرید بک لینک

عشق...

شاید آستانه ی تجمع گوشه چشمی اشک است

که خدا خدا می کنم

پایش را از گلیمش نچکد

یا تلقین خوبی تنهایی ست

بعد از زیر و رو کردن تمام اکانت های بلاک شده و نشده

که سر آخر باید از ازدحام گوش های کر بالاجبار خودت، خودت را خنثی کنی

با علم به اینکه سالها پیش دست رد به سینه ات گذاشته استادی که شاگرد اول ترسو نمی خواست

این منم

یک ربات پر مدعا

که فقط خودش می داند گند زده

به تمام قوانین لم یشترک بین پیچ و مهره و احساس

رباتی که تمام موهایش مشکی بود وقتی عاشق شد

به گوشش برسانید

فقط به زبان بود حلالیت سه نفره ی من و اون و شیطانی که از خدا ممنونم بی موقع گی اش حضوری تاثیر گذاری داشت

در بی حضوری اش

امروز خودم را کشف کردم

استخراج کردم

گداختم

شکل دادم

اب دیده کردم

تیز کردم

زهرآگین ساختم

اما شعر نیامد...

تنها صدای شیشکی بود که خودم برای خودم کشیدم شبیه کاریکاتور فولاد

امروز فهمیدم عشق فقط خداست

عشق می کند یک نفر بدون یک نفره اش کوهان چرب و چیلی می کند

به مقصد نشخوار خاطراتی در آستین های بلند که از پشت بهم بسته شده در مواجه با دیوار های آکوستیک تیمارستان

خبر آمد امین؛ دعاهای شب قدر ات نگرفته، انگشت انگشتری ات را که روی قرآن خواب رفته بود بیدار نکن دق می کند...

خبر آمد امین؛ مبارک اش باشد

نگران نباش از او بهترترش را سراغ داریم

هم سن و سال اش تا یائسگی کلی راه دارد

هم آشپز خانه را چشم بسته فسنجان می کند

فقط کافیست لب تر کنی

خدا را شکر خبری که امد تلفنی بود و ندید بجای لب چشم تر کردم

خبر آمد امین؛ شعر یعنی کشک

وقتی روی سنگ بگذاری و هیچ اتفاقی نیوفتد

شعر یعنی کشک کنار پیازداغ و سیرنعنای نذری که خودت کاسه داغ تر از آن باشی

به امید اجابت اش قبل از پاره شدن بدست مادیانی که اسمش را عنوان این کشک حرام کردی با تزئینانی بدون وزن و قافیه تا مبادا درصدی از حرف دلت کم شود

خبر آمد امین؛ از امشب تمرین کن آفتاب نگیری وقتی در شعر هایت آفتابی می شود

یادت باشد

تعادل را رعایت کنی بین تمام کنج ها و اضلاع خانه

بدان

ساعت بد عادت است کوکش را متفاوت غافلگیر کن

وقتی آه می کشی عمیق تر بشکن سکوت خانه را

وقتی چنگ می اندازی به خود آزاری ناخن خشک نکن

وقتی...

وقتی مترسک بازه آغوشش

وقتی کلاغه خونه مهرش کرد

وقتی اکانتت رفته تو لاکش

وقتی شب انگیزه تُ مش کرد

وقتی که کالت گوجه سبزی ترش

وقتی که فالت قهوه ای باشه

وقتی رسیدن توی فالت نیس

فرقی نداره مال کی باشه

وقتی که با وقتی شرو میشه

شعری که بی وقتیش معلومه

پاشی ببینی توی گرگ شب

بازم هوای میش معلومه

یعنی فقط شعره، نه پای تو

که پای لنگ عشق واساده

یعنی نیوفتاد اتفاقی که

واسه کسی غیر از افتاده

یعنی نگاهت دزدکی تر تا

با سارقش همدست تر باشه

یعنی بدونی هیچه پیش تو

اما فقط جیباش سر باشه

یعنی تو و تنهایی و تقویم

اون و شبی پیچده لای تور

یعنی تنت تیغ و نمک خورده

حالا ته تلخ خیاری، دور

دورم مثه شیری که بی خطه

دوره مثه ماری که بی پونه س

دوره مثه جنسای پُش ویترین

دورم مثه ابری که بی خونه س

ابری زمین خوردم که مه کرده

از آسمون افتاده رو شیشه

بیخود نگردید علت و شعر و

جعبه سیاهم غرق گوشیشه

***

برچسب: نویسنده: الینا باقری تاريخ: يکشنبه 18 تير 1396 ساعت: 5:14

صفحه بندی