خرید بک لینک

هواسم تازگی پرت یه حلقه س

که تو دست چپ من پرتگاهه

که هرکی شعرمُ می خونه میگه

جدیدا دست خطت افتضاحه

از این بد خط دلم خسته س کاشکی

یه لحظه غیر از این که هست بودم

جدیدا مصرعام از چپ به راسته

چی می شد ؟ مثِ تو چپ دست بودم

خدا با تو به دین م نا خود آگاه

یه واحد از هوا تزریق کرده

سفید پوشیدنت استقفرا..

دیگه رنگ خدا رم جیغ کرده

تو می خندی جهان خوش حال میشه

لپ ش مثل لپ تو چال میشه

لب نا کام بد خواهات از حرص

پر از حسرت پر از تب خال میشه

تو اصلا با بقیه فرق داری

منُ دیوونه ی این فرق کردی

نجاتم دادی با چشمات اما

یه شهرُ تو نگاهت غرق کردی

تموم وحشت من هم از اینه

حسادت با بنی آدم عجینه

که خوب و بد نمی شناسه ، مبادا

تو رو از بوته ی فالم بچینه

تو اصلا با بقیه فرق داری...

***

امین

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۳۹۳ساعت 16:32 توسط امین

برچسب: نویسنده: الینا باقری تاريخ: يکشنبه 18 تير 1396 ساعت: 5:14

صفحه بندی