سالنامه - تاریخ: 1402/12/2 ساعت: 18:17
شبیه آخرین برگ تو تقویمشبیه فاتحان دانای کل امنمی ترسه که از فرداش تنهاسشبیه پرچمی بالای قله مشبیه پرچمی بعد از زمستونکه از قله شناور روی رودتنشد نیمه شب شرعیش باشیفقط باید تو نیمه شب سرودتفقط باید تو رو از دوووور دیدنکه آواز دهل از دور...، دردهمطیعم کرده، قانونی مذخرف« زمین باید فقط دورت بگرده » بغ...
- تاریخ: 1402/8/30 ساعت: 22:44
عاشق هنر و خدای خالق آنپاسخ به چند سوال تکراری :          بله تمام نوشته های این وبلاگ     کار خودمه پروفایل ندارم قابلیت لینک هم ندارم ولی خوشحال میشم منو لینک کنیدادب و حفظ حرمت ها در نظرات الزامیست Adblock test (Why?)
درد بی درمان - تاریخ: 1402/5/13 ساعت: 1:49
تنهایی تک لنگه کفشی نووقتی که جفتش دست کفاشهافتاده تو فال من این روزاتنها خدا مونده که همراشهگیج مدار جای خالیشمچن سال نوری صبر ناکاممسیاره ای دلخوش به آنلاینخورشیدکی توی تلگراممکبریتم و با باد می جنگمبادی که موهاشو گرو بردهاز مزرعه م دزدانه دزدانهجو گندمی هاشو ، درو بردهمی جنگم اما با رفیقی کهآیینه...
رعد و برق - تاریخ: 1401/4/8 ساعت: 19:08
حدسِ دُرست دست رو چشمیشکل سکوت و بوسه ی بعدشفاز و نول دستامُ می گیرهبرق لبایی که منم رعدشتا چرخشی رو پاشنه ت داریبازوتُ کن پیوست آرنجَ مجز من همه سر گیجه می گیرنوقتی تو باشی گوشه ی دنج مآغوش تو خواب زمستونیحرفای تو موزیک آرومهمدیون لمس دست تو موندهآرامش روزی که آرومهانگیزه ی پژواک این کوهییکبار دوست...
شک - تاریخ: 1401/4/8 ساعت: 19:08
عاشق هنر و خدای خالق آنپاسخ به چند سوال تکراری :بله تمام نوشته های این وبلاگکار خودمه پروفایل ندارم قابلیت لینک هم ندارم ولی خوشحال میشم منو لینک کنیدادب و حفظ حرمت ها در نظرات الزامیست Adblock test (Why?)
یادمون - تاریخ: 1399/1/14 ساعت: 11:41
از فکر اونا این یادمون رفت تو جو دنیا دین یادون رفت واسه شب عید بی سفره ایم و دنبال نون ایم سین یادمون رفت
:) - تاریخ: 1399/1/14 ساعت: 11:41
امسالتون مبارک کبریتم و با باد می جنگمبادی موهاشُ گرو بردهاز مزرعه م دزدانه دزدانهجو گندمی هاشُ، درو برده می جنگم اما رفیقی کهآیینه هم از دیدنش هول کردتا باغبون از عمق آفت گفتپیوند مغز استخون گل کرد پ
جدایی - تاریخ: 1398/12/1 ساعت: 6:06
وقتی که از هم دوروقتی که گوشه گیر میشوندگوشهایم راواسطه زیباترینپیغام های عاشقانه میکنندهدفون هایمدر آغوش همفقط سکوت می کنن...***
باتلاق - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 6:58
هیپنوتیزم لبخندش بک گراند گوشیمه از گذشته جا مونده گاو خونی حالش دست و پای بیهوده س خاطرات چسبنده ش تواتاقی که چشمامُ میچلونه تو بالش جیغ تخت همسایه هق هق آوره وقتی حین آهنگ پاشایی هدفون از گوش ت در شه یک، دو، سه، چل، پنجا ،صد گوسفندا رو تا صبح بشموری شاید چشمات توی لبخندش خر شه با خودت میگی ذِدنی ر...
چپ دست - تاریخ: 1396/4/18 ساعت: 5:14
هواسم تازگی پرت یه حلقه س که تو دست چپ من پرتگاهه که هرکی شعرمُ می خونه میگه جدیدا دست خطت افتضاحه از این بد خط دلم خسته س کاشکی یه لحظه غیر از این که هست بودم جدیدا مصرعام از چپ به راسته چی می شد ؟ مثِ تو چپ دست بودم خدا با تو به دین م نا خود آگاه یه واحد از هوا تزریق کرده سفید پوشیدنت استقفرا
من دلم دریائیه - تاریخ: 1396/4/18 ساعت: 5:14
ماه پشت پلک تو با دلم بد می کنه خشک اون جزر منه تر که شد مد می کنهچون دلم دریائیه ساحل دوری داره بسکه دلشوره دارم اشکای شوری دارهباز از این دریا بچش تا ملس شه با لبات بوسه ی آخرمم دس به دس شه با لباتمن دلم دریائیه ماهیاش بازیگرن دل به دریا میدن و پشت صحنه می پرنمثله تو ماهی گلی این دفعه با کی خوشی
برگرد - تاریخ: 1396/4/18 ساعت: 5:14
زیباس عهدای ، طولانیه مثله ، یلدایی موهاش وقتی گره خوردن ، زیباترن مثله ، پیوند ابروهاشدیدن مثه ابروش ، پیوندیه عهدم ، ابروشُ برداشتن یلدا رو بردن غرب ، از شهرک شرقی ، نافم براش کاشتنساعت به وقت ماس ، هم پاتوقا پچ پچ ، " آخه مگه میشه ؟" باید خدا واسه ، دستای دور از هم ، پا در میونی شهدستی از پُش س
فهرست شیندلِر - تاریخ: 1396/4/18 ساعت: 5:14
با بوسه پر شده عقلم که خاليه از بي عصب کشي حالي به حاليه تکرار ميشم از "بازم نگا نکرد" تا مرز خود کشي با اين سلاح سرد دست و نوازشت تا قله ميبره نزديک دره از اين خواب ميپره دستت شکنجه گر چشمات قاتلن زجرن ، نمي کشن انگيزه هاي من ميميره هر کي جز من تو نخش بره اين تيم حرفه اي فهرست شيندلره لبخون
ناکجا - تاریخ: 1396/4/18 ساعت: 5:14
بیلیط یک سره س بعضی رهاییا آزادیه ولی به سمت ناکجا از ریل خارج و آزاد از منی با سوت رد شدی لبخند میزنی ماهی گلی بخند بیرون تنگ آب مرگت مبارکه راحت بگی بخواب رو ناکجای ریل ماشین آخرم تو تنگ اشکمم تو بوق بوق جشن زنده ولی بدون برگرد منو ببین این مرگ تازمه
تهدید - تاریخ: 1396/4/18 ساعت: 5:14
تهدید نکن میریآماده ی این بودم من سُرفه ی چن ریشتر تهران پر از دودم تهدید نکن بانو تهدید نیازی نیس این شاه شِکس خورده اندازه ی بازی نیس این روزُ خودم دیدم خالی شدن جاتو وقتی که وا کردی قلاده ی چشماتو چشم آلت قتاله س تا عاشق قاتل شم با سنگ ترین دل خواس تیمور ترین دل شم لنگم به نگاهی ریز زنده م به
یائسگی - تاریخ: 1396/4/18 ساعت: 5:14
دانلود دکلمه با صدا و تنظیم خودم حلقه به حلقه شد تو دفتری از دود چن نخ مدادی که تو جامدادی بود هم صحبت عکست هم بستر شعرم آتیشم و زیر خاکستر شعرم اخبار کوچ تو افکار پوچ من دنبالمن تا باز چن خط مچاله شن راه فراری نیس تو جاذبه ش سیبم قاتل تویی اما من تحت تعقیبم بی سوژی چشمات وقتی که تو جزرن
انگیزه - تاریخ: 1396/4/18 ساعت: 5:14
وقتی به زمین خوردی دنیا رَصدت می کرد هوش از همه می بردی دنیا رَصدت می کرد جسمت که زمینی ، با بالی که نبردی شد هم گریه ی عرشی از سیبی که نخوردی شد انگیزه ی خورشیدِ پاییز نچندان سرد رخدادی و رخدادت پاییزُ دگرگون کرد با اومدنت ، دنیا قربون صدقه بارید لبخند زدی رعدی برق از لبِ خندت چید لبخند زدی ت
دور - تاریخ: 1396/4/18 ساعت: 5:14
عشق... شاید آستانه ی تجمع گوشه چشمی اشک است که خدا خدا می کنم پایش را از گلیمش نچکد یا تلقین خوبی تنهایی ست بعد از زیر و رو کردن تمام اکانت های بلاک شده و نشده که سر آخر باید از ازدحام گوش های کر بالاجبار خودت، خودت را خنثی کنی با علم به اینکه سالها پیش دست رد به سینه ات گذاشته استادی که شاگر
داستانک - تاریخ: 1396/4/18 ساعت: 5:14
دکلمه "داستانک" بزودی کفش، در ، خونه، من، تو شکه از اینکه چی شد افتتاح رفتن بود تا روبانش قیچی شد *** + نوشته شده در یکشنبه هجدهم تیر ۱۳۹۶ساعت 2:27 توسط امین |